420. زندگی مثل یک کمدین
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 11:44
420. زندگی مثل یک کمدین"میشه مثل یک کمدین زندگی کنی و به دنبال این باشی که از دل سختترین و بدترین اتفاقات چندتا خنده در بیاری".این ایده با دیدن سریال "خانم میزل شگفت انگیز" به ذهنم رسید. و حالا من چطور میتونم از اتفاقات دوست نداشتنی فعلی زندگیم چند تا خنده در بیارم؟اووووم. کار سختی نباید باشه. مثلا...
421. تلخ قند پهلو
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 11:44
421. تلخ قند پهلوتلخه. زندگی رو نمیگم. این نسکافه روی میزم رو میگم که رژیمی و بدون قند هست. تلخه. این بار دارم درباره وضعیت کاری میگم. تلخه که با این که تو پایتخت زندگی می کنی اما چندان اگهی شغلی برای استخدام وجود نداره. وقتی مقایسه می کنم با شرایط پارسال که تو روزهای مشابهی دنبال کار می گشتم میتونم...
422. یه بازه طلایی
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 11:44
422. یه بازه طلایییکی از بهترین دوره های زندگی وقتی هست که برای رفتن به جای جدیدی پذیرفته شدی اما هنوز تاریخ رفتنت نرسیده. مثل وقتی که نتیجه کنکورت اومده ومیدونی از اول مهر قراره تو رشته و دانشگاه دلخواهت درس بخونی یا وقتی که یه کار جدید پیدا کردی و قرار شده که از یک ماه دیگه فعالیتت رو شروع کنی. به...
413.
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
من تو حوزه محصول یه آدم تازه کار محسوب میشم. البته وقتی پای مباحث فنیترش وسط میاد. تو شرکتی کار میکنم که متاسفانه هیچ راهنمایی هم وجود نداره و کسی نیست که بهم فیدبک بده و یا از پایه و به صورت مفهومی بخواد یه سری چیزارو توضیح بده. تو این اوضاع هوش مصنوعی مثل یه معلم کنارم بوده. پایهایترین مفاهیم ...
414. میارزید دیوونهه
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
وقتی برای اولین بار فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» رو دیدم عاشقش شدم. عاشق تعریفی که از عشق داشت، عاشق حال و هوای گیلانش، عاشق اصطلاح انزلیچی که اولین بار اونجا شنیدم. عاشق موسیقیش و پخش صدای بارون تو سکانسهای مختلف و در یک کلام عاشق همه چیزش. وقتی موسیقی فیلمش منتشر شد، جزو اولین نفرها خریدمش و...
415.
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
برای ChatGPT نوشتم: «کاش میشد ادمها هم کد نویسی بشن و یادگیری ماشینی براشون اتفاق میافتاد. نمیدونم چطوری میشه که ادمها میتونن یادگیری ماشینی رو برای ماشینها طراحی کنن اما برای خودشون عاجزن. خیلی رفتارهارو میخوان در خودشون ایجاد کنن اما اغلب ناموفقن ... . زندگی انسانی واقعا سخته.» و اون به زیبایی ...
416. الگی آرنو باباجانیان
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
چند روزه یه قطعه موسیقی رو پیدا کردم که هرچقدر بهش گوش میدم سیر نمیشم. معمولا سر کار که هستم برای پناه از شلوغی اتاق و سر و صدای بچهها هدفون میذارم و شروع می کنم به موسیقی کلاسیک بی کلام گوش دادن. تنها نوعی از موسیقی که کمک می کنه تمرکزم رو حفظ کنم. این قطعه رو هم لابلای بقیه قطعات شنیدم و داستان ا...
417. ماجراهای مدیر محصولی (1)
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
بعضی از تصمیم گیرهای مهم زندگی من بر حسب اتفاق و تا حدی جبر بوده. مثلا کارآفرینی خوندنم اینطوری شد که من داشتم برای کنکور کارشناسی ارشد -گرایش مدیریت منابع انسانی و یا مدیریت رفتار سازمانی- تو یکی از دانشگاه های دولتی تهران می خوندم، اما برای خوندن درس "حسابداری دولتی" وقت کم آوردم و با توجه به این ...
418. گذر عمر
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
16 سال گذشت از زمانی که تازه به تهران اومده بودم تا درس بخونم. چند روز اول زندگی در تهران رو خونه عمو کوچیکه مستقر شدم تا بتونم خوابگاهی برای خودم پیدا کنم. حالا به طرز غریبی، خودم به سِمَت دوست نداشتنی "زن عمو" نائل شدم و میزبان پسری هستم که اومده تهران تا درس بخونه. این وضعیت اصلا برام باور کردنی ...
419. نوشتن
-
تاریخ: 1404/9/13 ساعت: 13:31
دوست دارم که نوشتن برام تبدیل بشه به یک روتین. به چیزی شبیه به یک وعده غذایی. البته الان هم همینطوره و وقتی نمی نویسم، کلافه و سردرگم میشم و صدای قار و قور ذهنم در میاد. اما دوست دارم نوشتنهام قالبی متفاوت به خودش بگیره. الان اوضاع اینطوریه که وقتی نیاز به نوشتن دارم سراغ وبلاگم میام و هرچیزی که به...
412.
-
تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 17:56
دیروز ۳۸ سالگی آمد و البته پر سر و صدا و شاکی هم آمد. به محض این که چشم باز کردم و از جام بلند شدم با یه حرکت کوچیک کمرم آن چنان گرفت که نفسم تو سینه حبس شد.به گمانم 38 سالگی می خواست بگه که آهای من مثل 37و 36 و 35 و تمام سال های گذشته زندگیت نیستم که تو هی به خودت بی توجه باشی و بتونی با همین فرمون...
411. تنهایی یک درونگرا
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 14:52
تا حالا در مورد ازدواج درونگراها با برونگراها و چالشها و نتایجش زیاد شنیده و خونده بودم، اما توجهی به این موضوع نداشتم که اگر یک والد برونگرا یک کودک درونگرا داشته باشه، چه اتفاقی میفته؟ این موضوعی بود که سهیل رضایی تو یکی از پادکستهای جافکری بهش اشاره کرد. سهیل رضایی خیلی ساده توضیح میده که در چنین...
410. بوی دیروز
-
تاریخ: 1402/12/22 ساعت: 8:20
خیلی وقته که دیگه نتونستم مثل سابق موسیقی گوش کنم و موسیقی هایی که می شنوم صرفا محدود شده به ترانه هایی که تو ماشین پلی می کنیم که این ترانه ها هم دیگه هرچند که هنوز دوست داشتنی و خاطره انگیزن، اما خیلی تکراری و گاها حوصله سر بر شدن. اصلا انگار نه انگار که من ماهی یه بار میرفتم سراغ بیپ تونز تا ببین...
409.
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 18:01
امروز یه وبسایتی پیدا کردم که توش کارکنان یک شرکت میتونن نظرشون رو درباره اون شرکت ثبت کنن. بعد از خوندن نظرات متحیر موندم که پس کجا خوبه برای کار کردن؟ خودم همیشه به این موضوع باور داشتم که همه ما تو یه قایق نشستیم و نمیشه انتظار تفاوت زیادی بین سازمان ها داشت، اما خوب تصورم این بود که شاید یه سری ...
408. سفری در زمان
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 14:52
کتاب "زمان اشتباه، مکان اشتباه" از "جیلیان مک آلیستر" رو خوندم. خیلی برام جذاب و هیجان انگیز بود. ماجرای کتاب از جایی شروع میشه که خانم وکیلی به اسم جنیفر ساعت 1 شب روز صفر، پسر نوجوونش رو جلوی در خونشون می بینه که به یه مرد دیگه چاقو میزنه و اونو میکشه. دیدن این صحنه برای جنیفر خیلی وحشتناک و فراتر...
407.
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 20:30
نمی دونم من عجیب غریب شدم یا دنیا و آدمهاش اینقدر عجیب و غریب شدن که من هر روز با کلی علامت سوال روزمو تموم می کنم.از همون اول صبح و ب بسم الله این سوالا شروع میشه. مثلا چرا وقتی شرکت یه طبقه از یه پارکینگ طبقاتی رو - که دقیقا ساختمون بغلیمونه- برای تمام کارکنان اجاره کرده و همه میتونن به رایگان و ب...
406.
-
تاریخ: 1402/1/31 ساعت: 22:37
حدود دو یا سه سالی هست که روی میزم یه شاخه کوچیک گل قاشقی دارم که تو یه گلدون آب گذاشتم. از اول قصد نداشتم که بکارمش، چون نگهداری گل تو فضای اداره سخته و فقط می خواستم یه رد و نشونی از گل روی میزم داشته باشم. برای همینم به محض این که شاخه اش ریشه میزد، ریشه هاشو جدا می کردم و دوباره توی آب میذاشتم ت...
405.
-
تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 15:53
زندگي یک نواست. همونطور كه از وارد شدن ضربه به سيمها و ايجاد ارتعاش در اونها نواي دلنشيني ايجاد ميشه، از ضربه خوردن به روح ما و ارتعاش اون هم نواي زندگي جاري ميشه... .گاهي نوايي آروم و عاشقانه رو مي شنوي، گاهي نوايي رعب انگيز، گاهي غم انگيز و گاهي شاد.اینجا نوای زندگیم رو می نویسم.Adblock test (Why?...
404.
-
تاریخ: 1401/6/28 ساعت: 21:13
من خیلی ساده تر از اونچه که فکرش رو بکنی، زیر پام خالی شده بود و داشتم غرق میشدم و رفیقم که دقیقا کنار من داشت شنا می کرد، متوجه این موضوع نبود و جذب ماجراهای توی ساحل شده بود. همش توی چند ثانیه اتفاق افتاد و توی همون وضعیت می تونستم صدای اون رقص و پایکوبی مسخره رو از ساحل بشنوم؛ همینطور صدای شادی و...
403. خوشبختی در قرنطینگی
-
تاریخ: 1399/8/3 ساعت: 3:36
شاید اگر از شما بپرسن که خوشبختی رو در چی می دونین و یا تعریفتون از خوشبختی چیه، هر کدوم یک معیار خاص برای اون داشته باشین. اما سلیگمن، بنیان گذار روان شناسی مثبت گرا، well being و یا به تعبیر من خوشب