
من تو حوزه محصول یه آدم تازه کار محسوب میشم. البته وقتی پای مباحث فنیترش وسط میاد. تو شرکتی کار میکنم که متاسفانه هیچ راهنمایی هم وجود نداره و کسی نیست که بهم فیدبک بده و یا از پایه و به صورت مفهومی بخواد یه سری چیزارو توضیح بده. تو این اوضاع هوش مصنوعی مثل یه معلم کنارم بوده. پایهایترین مفاهیم رو ازش میپرسم و خیلی خوب و عالی برام توضیح میده. نکته خیلی مهمش اینه که من از اینکه قضاوتم کنه اصلا نمیترسم. شاید تو دنیای واقعی اگر یه آدم حرفهای کنارم باشه که بتونم سوالاتم رو ازش بپرسم، به دلی...
ادامه مطلب
شاید اگر از شما بپرسن که خوشبختی رو در چی می دونین و یا تعریفتون از خوشبختی چیه، هر کدوم یک معیار خاص برای اون داشته باشین. اما سلیگمن، بنیان گذار روان شناسی مثبت گرا، well being و یا به تعبیر من خوشب...
ادامه مطلب
و این منم ... دختری در آستانه دفاع!دفاع از چیزی که معروف هست به رساله!وقتی وارد این دوره شدم، هیچ وقت و هرگز فکر نمی کردم که شش سال و نیم از عمرم بهش اختصاص پیدا کنه. از بهترین سال های عمرم. 25 سالگی ...
ادامه مطلب
در قسمتی مشغول به فعالیت هستم که میشه گفت یکی از کارهای اصلیم تولید محتواست، به این معنی که از من انتظار میره در مورد موضوعات مختلف – در قالب کتاب، کتابچه و ... – مطلب بنویسم. معمولا برای شروع، اول در سایت کتاب خونه ملی درباره موضوع مورد نظر جست و جو می کنم تا ببینم در ایران چه کتاب هایی در این زمینه وجود داره و دوم در کتاب خونه گوگل (Google books) می گردم تا بفهمم در خارج از ایران چه کارهایی در...
ادامه مطلب
چاپ شد: خیلی دوستش دارم. اولین تجربه جدی کاری من با نوشتن این کتاب شروع شد. سعی کردم خوب بنویسم، هرچند که میدونم به عنوان اولین کار نقصانهای زیادی خواهد داشت.این کتاب در واقع راهنمایی است برای معلمان مدارس تا با وجود محدودیتهای موجود در سیستم اموزشی بتونن خلاق باشن و خلاقیت دانش اموزانشون رو پرو...
ادامه مطلب
به نظرم روزهای بارونی مثل امروز فقط باید گفت گور بابای انجام همه کارهای جدی و مهم! در عوض باید تا حد ممکن شنید و نوشت و نوشید. مگر در طی سال چند روز پیش میاد که آدم همچین حال و هوایی داشته باشه؟...
ادامه مطلب
چقدر خوشحالم که از تمام اون چیزهایی که در رابطه با رشته تحصیلیم می خونم لذت می برم حتی اگر به واسطه اجباری مثل امتحان باشه. یه لحظه با خودم فکر کردم که اون هایی که رشتشون رو دوست ندارن و یا کلا درس خوندن رو دوست ندارن و صرفا به دلایلی غیر از علاقه مندی وارد رشته ها و دوره های دانشگاهی میشن چه عذابی را تحمل می کنن. ...
ادامه مطلب
همه آدم ها و تاکید می کنم همه آدم ها! فقط و فقط به فکر منافع خودشون هستن و بس. حتی اگر کسی به هر نحوی به کس دیگه ای در موقعیتی کمک می کنه، باز هم به خاطر خودش هست تا بتونه از این طریق یکی از خلاء های وجودش رو پر کنه. هرکسی هم غیر از این بگه شعار داده. ...
ادامه مطلب
دیروز برای کسی که در بستر بیماری بود نوشتم: «هرچند که گاهی یه سری از عوامل تو زندگی بر ما غلبه می کنن، اما در نهایت پیروزی از آنِ ماست.» گاهی آدم حرف هایی رو که دوست داره به خودش بگه، به بقیه میگه....
ادامه مطلب
بالاخره به سه روز تعطیلی پشت سر هم خوردم و تونستم بین لذت مشهد رفتن و لذت تنها موندن تو تهران و کارهای مورد علاقه رو انجام دادن، دومی رو انتخاب کنم و یکمی خلوت کنم، آهنگ گوش بدم، پیانو بزنم، فکر کنم، بخوابم! بنویسم و اوقاتم رو با دوستای قدیمی بگذرونم. دوستایی که فکر نمی کنن که جاشون رو توی این دنیا تنگ کردی و قصد ندارن که تورو پشت سر بذارن....
ادامه مطلب
انگار من روزه ی پیانو گرفته بودم و با پیانو افطار و عید کردم. خوش گذشت....
ادامه مطلب
حدود یک ساله که به واسطه یک بنیاد خیریه با چند تا دختر 19-23 ساله همراه شدم و بهشون پیانو درس میدم. الان داریم به اواخر دوره دوم نزدیک میشیم و بچه ها دارن برای اجرا در روز جشن پایان ترم آماده میشن. نمی دونم کدوم یکی از ما بیشتر خوشحالیم. بچه ها که پیانو رو تا حدی یاد گرفتن و می تونن دربرابر خانواده ها و دوستانشون قطعه ای بنوازن و یا منی که می بینم با وجود همه محدودیت های موجود تونستم یه چیزایی در حد توان بهشون یاد بدم. دیروز سر کلاس بودم که خانمی در زد و در حالی که چشماش پر اشک بود، وارد کلاس شد. ازم پرسید: «شما معلم موسیقی این بچه ها هستین؟ اینا اینقدر قشنگ پی...
ادامه مطلب