در قسمتی مشغول به فعالیت هستم که میشه گفت یکی از کارهای اصلیم تولید محتواست، به این معنی که از من انتظار میره در مورد موضوعات مختلف – در قالب کتاب، کتابچه و ... – مطلب بنویسم. معمولا برای شروع، اول در سایت کتاب خونه ملی درباره موضوع مورد نظر جست و جو می کنم تا ببینم در ایران چه کتاب هایی در این زمینه وجود داره و دوم در کتاب خونه گوگل (Google books) می گردم تا بفهمم در خارج از ایران چه کارهایی در این حوزه انجام گرفته و چه مطالبی وجود داره. در گام بعد، در خود گوگل، هم به صورت فارسی و هم انگلیسی عنوان مورد نظر رو جست و جو می کنم تا بررسی کنم که در سطحی پایین تر – شاید بشه گفت در سطح عامه – چه صحبت هایی درباره موضوع مطرح شده، چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی وجود داره که جا داره روش کار بشه.
متاسفانه تا الان همیشه جست و جوهای فارسی - هم در کتاب خونه ها و هم در گوگل – منو ناامید کرده. کتاب های موجود، تعدادشون به نسبت کتاب های خارجی خیلی کمتره، اغلب ترجمه شده هستن (بعضی از کتاب ها توسط چند مترجم متفاوت و چندین بار ترجمه شدن و بیشتر مطالبشون تکرارِ مکررات هست که در نهایت بعد از خوندن کتاب دوم و یا با ارفاق کتاب سوم و چهارم، در کتاب بعدی مطلب جدیدی نخواهی دید. مطالبی هم که در سایت ها و وبلاگ های عمومی گذاشته میشه اغلب رفرنس مشخصی نداره، معمولا یک مطلب در چندین سایت کپی شده- به طوری که تو نمی تونی بفهمی که اصل نوشته مربوط به کجاست- و یا این که کلا به موضوع جست و جو شده ربطی نداره، ضمن این که با باز کردن هر سایت و وبلاگ و با کلیک روی صفحات چندین صفحه تبلیغاتی باز میشه که تو رو از پیگیری و خوندن منصرف می کنه. برعکس وقتی به کتابخونه گوگل مراجعه می کنم، معمولا تعداد زیادی کتاب بهم معرفی میشه که با توجه به دیدگاه های مختلفی نوشته شدن. برای اغلب کتاب ها مروری بر مطلب (Review) وجود داره که با خوندنش تا حدی میتونی بفهمی که داخل کتاب چه مطالبی آورده شده. ضمنا هر کتابی رو که در نظر داشته باشی، به راحتی می تونی فهرستش رو ببینی و متوجه بشی که آیا به کار تو میاد یا نه. این چیزی هست که در مورد کتاب های فارسی خیلی کم دیده میشه. علاوه بر این مطالبی که در سایت ها و وبلاگ ها وجود داره، اغلب دارای رفرنس هایی هستن که از طریق یک لینک در همون صفحه میشه بهشون رجوع و اصل مطلب رو مطالعه کرد. اغلب سایت ها بسیار ساده طراحی شدن و تبلیغات خیلی کمی دیده میشه. ضمن این که مطالب هر سایت متفاوت از مطالب سایت های دیگه هست و به اصطلاح کپی – پیست نشدن.
به عنوان مثال چند وقت پیش در تلگرام با مطلبی در مورد آمار بسیار پایین کتاب خوانی در ایران مواجه شدم. به صرافت افتادم که در این باره تحقیق کنم و ببینم این آمار از کجا منتشر میشه و آیا صحت داره یا خیر؟ برام جالب بود که با جست و جوی انگلیسی به سایتی رسیدم که در اونجا یک ایرانی به عنوان یک سوال مطرح کرده بود که «چرا آمار کتاب خوانی در ایران پایینه؟» و یک عده آدم معمولیِ غیر ایرانی جواب داده بودن که «بر اساس چه رفرنسی میگی که آمار کتاب خوانی در ایران پایینه؟ ما بر اساس مشاهداتمون حدس می زنیم که اتفاقا ایرانی ها در مقایسه با آمریکایی ها خیلی بیشتر کتاب می خونن». در کنار این، در سایت های فارسی هم به یک سری از سایت های خبری رسیدم که در قالب گله مطرح کرده بودن که مشخص نیست آمار سرانه مطالعه در ایران از کجا منتشر میشه و دقیقا چقدره و اعداد و ارقام از 15 تا 75 دقیقه در روز متفاوته. ضمن این که معیار محاسبه اون هم تعریف نشده که آیا به فرض ساعات قرآن خوندن ملت هم محاسبه شده یا نه؟
همیشه برای مطلع شدن از آمارهای این چنینی به سایت مرکز آمار ایران مراجعه می کنم. بماند که موتور جست و جوی خود این سایت بسیار ضعیف عمل می کنه و اگر آمار خاصی نیاز داشته باشی، باید کلی بگردی تا شاید به نتیجه برسی. در مورد موضوع کتاب خوانی و مطالعه هم گشتم و به چیزی نرسیدم. بالاخره در یکی از سایت های خبری خوندم که مرکز آمار، ساعات کتاب خوانی رو جزو ساعات گذران وقت محسوب می کنه که در مورد همون هم آمار درستی از این که مردم چند دقیقه در روز کتاب می خونن ارائه نشده.- شاید هم البته مهارت های جست و جوی من ضعیف هست و نتونستم به نتیجه خاصی برسم. و اما با جست و جوی خارجی فهمیدم که فنلاند بیشترین آمار کتاب خوانی در دنیارو داره. برام جالب بود که قبلا هم درباره وجود بهترین سیستم آموزشی در فنلاند شنیده بودم و در ذهنم این حدس ایجاد شد که احتمالا بین این دو متغیر رابطه ای وجود داره. با توجه به این که ایران رو در فهرست کشورهای با سرانه مطالعه بالا ندیدم، بنابراین، این طور نتیجه گرفتم که به احتمال زیاد جزو کشورهای با سرانه مطالعه پایینه.
در قدم بعد، درباره علت های آمار پایین سرانه مطالعه و نرخ کتابخوانی جست و جو کردم که اغلب یا به نبود تقاضا برای مطالعه اشاره شده بود و یا بالا بودن قیمت عرضه. در بعضی نوشته ها هم میزان سانسور بالا در کتاب های ایرانی به عنوان یکی از علل بیان شده بود که انگیزه رو از نویسندگان برای نوشتن و از خوانندگان برای خوندن می گیره. اما من در اطرافم کسانی رو می بینم که متقاضی خوندن هستن. یعنی مطالعه رو دوست دارن. اتفاقا حاضرن تا برای خرید کتاب هزینه کنن. خوشبختانه در حال حاضر، به لطف دنیای دیجیتال، امکان دسترسی به کتاب های سانسور نشده فراهم شده. پس باز هم این سوال در ذهن من باقی می مونه که چرا سرانه مطالعه در ایران پایینه؟
من فکر می کنم که بشه یک علت اصلی کتاب خوان نبودن مردم رو، عدم وجود کتاب های خوب در بازار دونست. همونطور که پیش تر هم گفتم تعداد کتاب های تالیفی خیلی کمه، اغلب کتاب ها ترجمه شده هستن و متاسفانه همون کتاب های تالیفی هم از ترجمه کتاب های مختلف و چسبوندن مطالب به هم دیگه درست شدن. ترجمه ها به هیچ وجه انتقال دهنده پیام نویسنده نیستن، به طوری که به شخصه زمان خوندن ترجمه ها، مدام به این فکر می کنم که یعنی این کلمه ترجمه کدوم کلمه انگلیسی بوده؟! علاوه بر این که بنا بر مشاهداتم حدس می زنم که مردم ما در خوندن منابع به زبان اصلی ضعیفن و چنین ضعفی حتی در بین دانشجویان دکتری هم دیده میشه.
شاید به همین خاطره که استراتژی هایی که برای افزایش کتاب خوانی در ایران بکار میره، موثر واقع نمیشه. به فرض هرساله در نمایشگاه کتاب تهران، کتاب ها با 40% تخفیف برای دانشجویان و نرخ کمتری از تخفیف برای سایرین عرضه میشه، اما متاسفانه کتاب خوبی در نمایشگاه عرضه نمیشه که بتونی بخری و بیشتر خریدها محدود میشه به خرید کتاب های درسی و مربوط به کنکور دوره های مختلف.
البته باید همین جا به یک نکته اشاره کنم که من هیچ وقت به دنبال کتاب های داستانی نبودم. اغلب در جست و جوی کتاب های کاربردی از جمله کتاب های مربوط به یادگیری مهارت های مختلف، بودم. در زمینه کتاب های ادبی و رمان احتمالا وضعیت متفاوته و یا حداقل امیدوارم که متفاوت باشه.
برچسب:
نویسنده: کوروش حیدری