خرید بک لینک

شاید اگر از شما بپرسن که خوشبختی رو در چی می دونین و یا تعریفتون از خوشبختی چیه، هر کدوم یک معیار خاص برای اون داشته باشین. اما سلیگمن، بنیان گذار روان شناسی مثبت گرا، well being و یا به تعبیر من خوشبختی رو خیلی مشخص تعریف کرده و اون رو وابسته به پنج عامل دونسته:

عامل اول برخورداری از احساسات مثبته که هم مسری و هم قابل پرورش هستن. سلیگمن عامل دوم رو درگیر شدن در کار (engagement) می دونه و این مفهوم رو معادل غرق در کاری شدن تعریف می کنه که باعث میشه تا ما در لحظه حال زندگی کنیم. مثلا همین الان که شما دارین این مطلب رو می خونین احتمالا تا حدی درگیر شدین. عامل سوم به روابط ما مربوط میشه. یعنی اگر ما روابط مناسبی داشته باشیم به احتمال زیادی احساس خوشبختی خواهیم داشت. عامل چهارم هدفمندی و معنا داشتن زندگیه. یعنی خودمون رو به چیزی بزرگتر از خودمون متعلق بدونیم و در راستای اون عمل کنیم. هرچقدر بیشتر درگیر خودمون باشیم، زندگیمون معنای کمتری خواهد داشت و برعکس هرچقدر خودمون رو در خدمت چیزهایی غیر از خودمون بدونیم، بیشتر احساس خوشبختی خواهیم کرد و در آخر، عامل پنجم که دستاوردهای ما هستن. هرچند که که برنده شدن همه چیز نیست، اما همه ما گاهی نیاز داریم تا برنده بشیم. ما نیاز داریم تا وقتی به گذشته نگاه می کنیم، موفقیت ها و دستاوردهایی داشته باشیم که بهش افتخار کنیم. به همین دلیل هم هست که میگن اهداف خودتون رو کوچک و قابل دسترس تعریف کنین، چون اینطوری دستاوردهای شما و به تبع اون احساس خوشبختی شما بیشتر خواهد شد.

در این رابطه سه تا نکته وجود داره: یکی این که برای برخورداری از احساس خوشبختی حتما لازم نیست که همه این پنج عامل رو باهم داشته باشیم، بلکه تنها برخورداری از یک یا دو عامل می تونه این حس رو برای ما در پی داشته باشه. دوم این که در افراد مختلف، عوامل مختلف می تونه باعث احساس خوشبختی در اون ها بشه. مثلا در یکی داشتن دستاورد، احساس خوشبختی بیشتری رو به همراه داره و در دیگری داشتن معنا در زندگی و سومین نکته که شاید مهم ترینش هم باشه اینه که عاملی که بیش از همه پیش بینی کننده حس خوشبختیه، عامل سوم یعنی رابطه است و بعد از اون معنا بیشترین اهمیت رو داره و این همون حرفی هست که لسان الغیب چندین سال پیش به زیبایی بیان کرده:

"مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق

گرت مدام میسر شود زهی توفیق

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است

هزار بار من این نکته کردهام تحقیق

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق"

قرنطینگی و نداشتن ارتباطات در سطح همیشگیش، خیلی بیشتر نیاز به رابطه های خوب رو به ما یادآوری می کنه. البته میشه برای جبران احساس خوشبختی به عوامل دیگه پناه برد. مثلا به دنبال معنای زندگیمون بگردیم. خودمون رو درگیر کارهای مورد علاقمون بکنیم، و یا تلاش کنیم تا دستاوردهایی هرچند کوچک داشته باشیم.

 

 

برچسب: نویسنده: کوروش حیدری تاريخ: شنبه 3 آبان 1399 ساعت: 3:36

صفحه بندی