دارم کتابی در مورد انتخاب شغل آینده می خونم که نوشته مایکل فار هست و توسط انتشارات JIST منتشر شده. ترجمه عنوان کتاب هم میشه: «انتخاب شغل در یک شب!»
اولین نکته ای که در مقدمه کتاب به اون اشاره شده، اینه که هیچ وقت یک عنوان شغلی رو برای خودتون در نظر نگیرین، بلکه ویژگی های شغل مطلوبتون رو بشناسین. در ادامه این طور مثال زده که اگر بگین که من می خوام یک فروشنده، تکنسین کامپیوتر، معلم و یا پزشک بشم، در حقیقت یک عنوان شغلی رو انتخاب کردین اما اگر بگین که: «من به دنبال موقعیت شغلی هستم که نیازمند مهارت های سازماندهی و برقراری ارتباط با دیگران باشه. ترجیح می دم که در یک سازمان کوچک یا متوسط کار کنم و درگیر فعالیت های خلاقانه باشم.»، به ویژگی های یک شغل اشاره کردین. در این توضیح به عنوان شغلی خاصی اشاره نشده و چنین فردی می تونه در شغل هایی مثل مسئول دفتر، مسئول فروش، مسئول پذیرش، دستیار واحد منابع انسانی، نماینده خدمات مشتری و ... مشغول به کار بشه.
به این فکر می کردم که چقدر این دو نوع نگاه می تونه زندگی متفاوتی برای آدم ها بسازه. در نگاه اول که یک عنوان شغلی رو برای خودمون در نظر می گیریم، تمام هم و غممون میشه رسیدن به این شغل خاص و وای از اون روزی که به خواستمون نرسیم. اما اگر ویژگی های شغلی رو برای خودمون تعریف کنیم، هیچ وقت دچار احساس شکست در این زمینه نمیشیم. اون وقت دیگه کنکور برای بچه هامون یک غول بزرگ نمیشه.
پس بهتره سوال هایی رو هم که از بچه ها می پرسیم تغییر بدیم. بجای این که ازشون بپرسیم: «وقتی بزرگ شدی می خوای چه کاره بشی؟»، بهتره بپرسیم: «وقتی بزرگ شدی، دوست داری چجور کاری داشته باشی و چجور جایی کار کنی؟
برچسب:
نویسنده: کوروش حیدری