نوای زندگی

متن مرتبط با «392 2» در سایت نوای زندگی نوشته شده است

420. زندگی مثل یک کمدین

  • نیلوبلاگ

    420. زندگی مثل یک کمدین"میشه مثل یک کمدین زندگی کنی و به دنبال این باشی که از دل سخت‌ترین و بدترین اتفاقات چندتا خنده در بیاری".این ایده با دیدن سریال "خانم میزل شگفت انگیز" به ذهنم رسید. و حالا من چطور میتونم از اتفاقات دوست نداشتنی فعلی زندگیم چند تا خنده در بیارم؟اووووم. کار سختی نباید باشه. مثلا این که چند وقتی هست که به دنبال یه کار جدید می‌گردم و از اونجایی که لینک و ارتباط خاصی با کسی ندارم، مجبورم به ارسال رزومه در سایت‌های کاریابی بسنده کنم. بارها پیش اومده که برای پوزیشن‌هایی رزومه ارس...

    ادامه مطلب
  • 421. تلخ قند پهلو

  • نیلوبلاگ

    421. تلخ قند پهلوتلخه. زندگی رو نمیگم. این نسکافه روی میزم رو میگم که رژیمی و بدون قند هست. تلخه. این بار دارم درباره وضعیت کاری میگم. تلخه که با این که تو پایتخت زندگی می کنی اما چندان اگهی شغلی برای استخدام وجود نداره. وقتی مقایسه می کنم با شرایط پارسال که تو روزهای مشابهی دنبال کار می گشتم میتونم نتیجه گیری کنم که تعداد استخدام ها خیلی کاهش پیدا کرده و میتونه ناشی از وضعیت اقتصادی، استرس وقوع جنگ و عدم رشد کسب و کارها باشه. اغلب آگهی های شغلی هم براومده از رشد کسب و کار نیستن، بلکه یه نیرویی ...

    ادامه مطلب
  • 422. یه بازه طلایی

  • نیلوبلاگ

    422. یه بازه طلایییکی از بهترین دوره های زندگی وقتی هست که برای رفتن به جای جدیدی پذیرفته شدی اما هنوز تاریخ رفتنت نرسیده. مثل وقتی که نتیجه کنکورت اومده ومیدونی از اول مهر قراره تو رشته و دانشگاه دلخواهت درس بخونی یا وقتی که یه کار جدید پیدا کردی و قرار شده که از یک ماه دیگه فعالیتت رو شروع کنی. به نظرم فاصله زمانی بین شنیدن نتیجه و شروع فعالیت رو میشه «بازه طلایی زندگی» نام گذاری کرد. در این شرایط اول از همه از رسیدن به یک دستاورد و لمس موفقیت خوشحالی. دوم این که هنوز فعالیت جدیدت شروع نشده و ...

    ادامه مطلب
  • 412.

  • نیلوبلاگ

    دیروز ۳۸ سالگی آمد و البته پر سر و صدا و شاکی هم آمد. به محض این که چشم باز کردم و از جام بلند شدم با یه حرکت کوچیک کمرم آن چنان گرفت که نفسم تو سینه حبس شد.به گمانم 38 سالگی می خواست بگه که آهای من مثل 37و 36 و 35 و تمام سال های گذشته زندگیت نیستم که تو هی به خودت بی توجه باشی و بتونی با همین فرمون بری. دیگه اون روزا تموم شد. بیشتر مراقب خودت باش :) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 402. تحول!

  • نیلوبلاگ

    رفتم سراغ کتابخونه ام تا یک کتاب را به عنوان زیردستی انتخاب کنم که چشمم خورد به کتاب «مدیریت تحول در سازمان» نوشته دکتر دعایی که در دوره کارشناسی برای واحد درسی با همین عنوان، مطالعه اش کردم. اون زمان...

    ادامه مطلب
  • 392.

  • نیلوبلاگ

    همه آدم ها و تاکید می کنم همه آدم ها! فقط و فقط به فکر منافع خودشون هستن و بس. حتی اگر کسی به هر نحوی به کس دیگه ای در موقعیتی کمک می کنه، باز هم به خاطر خودش هست تا بتونه از این طریق یکی از خلاء های وجودش رو پر کنه. هرکسی هم غیر از این بگه شعار داده. ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    392 2 | 392 2rg | 392 16 | 392 82 | 392 7 | 392 2mi | 392 5 | 392 82a1 | 392 9 | 392 3